تبليغاتX
href="http://www.ordup.com/" target="_blank" >چت روم فارسی :: دوران دانشجویی::

:: دوران دانشجویی::

Be Mine

href="http://www.ordup.com/" target="_blank" >چت روم فارسی
+ نوشته شده در  جمعه 11 شهریور1390ساعت 23:41  توسط یونس  | 

به وبلاگ دوستی خوش اومدید امیدوارم ازش لذت ببرید و نظر بدید.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 27 بهمن1389ساعت 17:24  توسط یونس  | 

 
+ نوشته شده در  جمعه 24 مهر1388ساعت 17:49  توسط یونس  | 

 

آهسته

آهسته ما را لحظه ها از هم جدا خواهند کرد

ما را به دور ماندن مبتلا خواهند کرد

هر برگ سبزی عاقبت می افتد از دست بهار

این گونه ما را به غمی زرد آشنا خواهند کرد

روزی کسی حتی کمی از ما نمی گیرد سراغ

هر بار ما را بدرقه تا انزوا خواهند کرد

پیوسته از دیوانگی خواهم سرود آنگاه بعد

این قصه را دیوانگانبی انتها خواهند کرد 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 2 مهر1388ساعت 17:39  توسط یونس  | 

الدنيا ساعة فاجعلها طاعة
والنفس طماعة علمها القناعة

دنيا ساعتي بيش نيست پس در آن طاعت و بندگي خدا كن

و نفس طمع كار است پس به او قناعت را بياموز

+ نوشته شده در  یکشنبه 29 دی1387ساعت 13:28  توسط یونس  | 

دود آهم اگر روا کردی، بهر عشقت مرا گدا کردی
خاطرت را که من بیازردم، درد این دل چرا دوا کردی

بنده‌ام من چرا چنین نالم، من فدایت تو ام فنا کردی
دیدنت را به آرزو دارم، وآن نظر را تو ای خدا کردی

گر گناهم مرا خجل سازد، این کرم بین به ما چه‌ها کردی
توبه کردم ولی چو بشکستم،‌ این شکسته ببین دوا کردی

گریه را من به تحفه آوردم، بهر عشقت بهانه‌ها کردی
سجده را که خودِ تو خود گفتی،‌ بد! چه بد! ای بدا ادا کردی‌

گر نمازی به رسم خود خوانم،‌ خاکیم من مرا سما کردی
من بدم بد ‌خودم که می‌دانم،‌ از چه رو رب چرا عطا کردی

کائناتت به ما تو رو کردی، گندمی را خطا،‌ خطا کردی؟!
گر پدر را خطا تو می‌بخشی، ارث ما را چه خوش ادا کردی

گر که لطفت به ما نمی‌بارد، سجده‌ها را چرا بپا کردی
آل حق را که خود تو می‌دانی، پنج نوری که در کسا کردی

ماه آخر چرا نمی‌بینم، پشت ابری زما جدا کردی
ای بسا نور او که می‌بینم،‌ غائب و نور او رسا کردی

در دلم بین چرا که آشوبی است، سایه‌ی غم به کربلا کردی؟
رسم آتش ببین و خون آنجا،‌ ساجدم را خدا شفا کردی

زینبی که اسیر اعدا شد، شیر مولا که در بلا کردی
شیرخواری که روز عاشورا، با گلویش ببین چه‌ها کردی

طفل نازی به پای بی‌پوشش، بی پدر یا رب او رها کردی
گوش طفلی بین که پر خون شد، زینتش را چرا جدا کردی

کاروانی ز آل حق آنجا ،‌ با اسیران چرا جفا کردی
دشت خونین کربلا دیدم، وا حسینا سرش جدا کردی

شور دلتنگی

+ نوشته شده در  چهارشنبه 25 دی1387ساعت 12:0  توسط یونس  | 

(به مناسبت ماه محرم)

قیامت بی حسین غوغا ندارد

شفاعت بی حسین معنا ندارد

حسینی باش که در محضر نگویند

چرا پرونده ات امضا ندارد

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 12 دی1387ساعت 11:22  توسط یونس  | 

 زندگي قشنگه اگه با تو باشه... مرگ قشنگه اگه براي تو باشه... دلتنگي قشنگه اگه به خاطر تو باشه... من قشنگم اگه با تو باشم اما تو هرجور که باشي قشنگي

+ نوشته شده در  یکشنبه 8 دی1387ساعت 23:55  توسط یونس  | 

شباهنگ

 

www.eshghe-daneshjuee.blogfa.com

باور نداشتم که گل آرزوي من
با دست نازنين تو بر خاک اوفتد
با اين همه،هنوز به جان مي پرستمت
بالله اگر که عشق اين چنين پاک اوفتد

مي بينمت هنوز به ديدار واپسين
گريان درآمدي که :«فريدون خدا نخواست!»
غافل که من بجز تو خدايي نداشتم
اما دريغ و درد نگفتي چرا نخواست!

بيچاره دل خطاي تو در چشم او نکوست
گويد به من :«هر آنچه که او کرد خوب کرد!»
«فرداي ما » نيامد و خورشيد آرزو
تنها سپيده اي زد و آنگه ... غروب کرد.

بر گورِعشق خويش شباهنگ ماتمم
داني چرا نواي عزا سر نمي کنم؟
تو صحبت محبت من باورت نبود
من ترک دوستي ز تو باور نمي کنم!

پاداش آن صفاي خدايي که در تو بود
اين واپسين ترانه تو را يادگار باد
ماند به سينه ام غم تو يادگار تو
هرگز غمت مباد و خدا با تو يار باد.

ديگر ز پا فتاده ام اي ساقيِِِِِ اجلِِِِ
لب تشنه ام ،بريز به کامم شراب را
اي آخرين پناه من ،آغوش باز کن
تا ننگرم پس از رخ او آفتاب را

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 5 دی1387ساعت 22:0  توسط یونس  | 

دوستت دارم

اگر كلمه دوستت دارم قيام عليه بند هاي من و توست ، اگر كلمه دوستت دارم نمايشگر عشق خدايي من نسبت به توست ، اگر كلمه دوستت دارم راضي كننده و تسكين دهنده قلبهاست ، اگر كلمه دوستت دارم پايان دهنده جدايي هاست ، اگر كلمه دوستت دارم نشانگر اشتياق راستين من نسبت به توست ، اگر كلمه دوستت دارم كليد زندان من و توست ، پس با تمام وجود فرياد مي زنم دوستت دارم

 

من که جز خاک رهت نیست دگر مقصودم
عمرم از دست بشد هم دل خود بخشودم
کن گذر بر سر قبرم که گره نگشودم
عاقبت مردم و جز آه ندارد سودم

+ نوشته شده در  سه شنبه 3 دی1387ساعت 17:33  توسط یونس  | 

دلم تنگ است

                                               

                            دلم تنگ است این شبها یقین دارم که میدانی........

                            صدای غربت من را ز احساسم تو می خوانی.......

                              شدم از درد تنهایی گلی پژمرده و غمگین.....

                          ........ ببار ای ابر پاییزی که دردم را تو میدانی

                              میان دوزخ عشقت پریشان و گرفتارم........

                           ........چرا ای مرکب عشقم چنین آهسته میرانی

                              تپش های دل خسته چه بی تاب و هراسانند.....

                               ........به من آخر بگو ای دل چرا امشب پریشانی  

                             دلم دریای خون است وپر از امواج بی ساحل.....

                               ........درون سینه ام آری تو آن موج هراسانی

                             هماره قلب بیمارم به یاد توشود روشن......

                                .......چه فرقی می کند اما تو که این را نمی دانی

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 3 دی1387ساعت 1:26  توسط یونس  | 

داداشی

                                                           

عشق من زيبای من ای نازنين رويای من
دوستت دارم ببین ای پاکی دریای من
شب نمی خوابم من از عشق تو زیبا دلبرم
کوچه ای دارم که تنها بی تو آن را بگذرم
راحت جانم تماشا کن تو لرزان قلب من
تا ببینی لرزش دیوانه دستان من

نظر یادتون نره !

+ نوشته شده در  دوشنبه 2 دی1387ساعت 23:43  توسط یونس  | 

 

 

بعد از تو هیچ حادثه ای عاشقانه نیست
یا اگر هست برای من اصلا نشانه نیست
صد بار گفته ام بر خود کنج خانه آه
این روزها بی تو این خانه ، خانه نیست

+ نوشته شده در  دوشنبه 2 دی1387ساعت 23:21  توسط یونس  | 

 

هندوانه شب یلدا - عاشقونه دات کام

عاشقت خواهم ماند

بي آنكه بداني. دوستت خواهم داشت

بي آنكه بگويم . درد دل خواهم گفت

بي هيچ كلامي . گوش خواهم داد

بي هيچ سخني . در آغوشت خواهم گريست

بي آنكه حس كني . در تو ذوب خواهم شد

بي هيچ حرارتي . اين گونه شايد احساسم نميرد

(بیصدا دوستت دارم)

+ نوشته شده در  دوشنبه 2 دی1387ساعت 23:10  توسط یونس  |